خرید بک لینک

رفیق قدیمی من اینو اینجا برات مینویسم شاید یه روز بیای بخونی و دلیل یه چیزایی رو بدونی . . رمز وبلاگمو که میدونی چیه،میتونی بری بخونی اگه رمزم یادت نموند رمز این مطلب اسم و شماره شناسنامته

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1402 ساعت: 21:09

تو آه منی، اشتباه منی، چگونه هنوز از تو میگویمتو همسفر نیمه راه منی، چگونه هنوز از تو میگویمپناه منی، تکیه گاه منی، که زمزمه ات مانده در گوشمگناه منی، بی گناه منی، که بار غمت مانده بر دوشمبهانه من! بغض خانه من! گرفته دلم گریه میخواهمخیال خوش عاشقانه من! همیشه تویی آخرین راهمصدای تو ام، پا به پای تو ام، تو میبری ام رو به خاموشیغریبه ترین آشنای تو ام که میکُشدم این فراموشیتمام منی، ناتمام منی، چه بغض بدی در گلو دارمبیا و بگو فکر حال منی، ببین که هنوز آرزو دارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1402 ساعت: 19:16

«يا من هو اسمه دوا» يا عباس
«يا من هو اسمه شفا» يا عباس
نگذار خدا نكرده كافر بشوم!
عباس خداست يا خدا ... يا عباس


هرچه میخواهند بگویند.ما از این خاندان معجزه ها دیدیم،باورشان داریم و رهایشان نمیکنیم.هرکسی لایق عشق اهل بیت (ع) نیست.

درد ما روسری و نماز و روزه و لباس مشکی نیست که دنبال رها شدن از آنها باشیم.درد فراتر از اینهاست.

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1402 ساعت: 13:54

یه مردی به سن من عاشق بشهبا موهای جو گندمی رو به روتچقدر فرق داره نگاهش به عشقتو رو میرسونه به هر آرزوتبا کهنه شراب مست تر میشه شدنگاه کن چقدر تجربست پُشت مننمیبینی خامی و پوچی ازمفقط گُل میگیری تو از مشت منخودم کمتر از تو نفس میکشمکه سهم هوامو ببخشم به توتو حرف زیادی داری با خدابگو تا خدامو ببخشم به توببین هر دفعه توی آغوشمییه راز مگو رو بگو میکنمبمیرم دوباره به دنیا بیامتو رو از خدا آرزو میکنمیه مردی به سن من عاشق بشهبه لمس تن و بوسه دل بسته نیستاگه از زمین و زمان خسته شههمین که به تو میرسه خسته نیستبه تنهایی عادت نده قلبتونگو هر کی عاشق شده باختههمین عشقی که توو وجود منهازم آدم بهتری ساختهخودم کمتر از تو نفس میکشمکه سهم هوامو ببخشم به توتو حرف زیادی داری با خدابگو تا خدامو ببخشم به توببین هر دفعه توی آغوشمییه راز مگو رو بگو میکنمبمیرم دوباره به دنیا بیامتو رو از خدا آرزو میکنم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: جمعه 30 تير 1402 ساعت: 22:42

شبی با بید میرقصم، شبی با باد میجنگمکه من چون غنچه های صبحدم بسیار دلتنگممرا چون آینه هرکس به کیش خویش پنداردو الّا من چو مِی با مست و با هشیار یکرنگمشبی در گوشه ی محراب قدری «ربّنا» خواندمهمان یک بار تارِ موی یار افتاد در چنگماگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیستکه من گریانده ام یک عمر دنیا را به آهنگمبه خاطر بسپریدم دشمان ! چون نام من عشق استفراموشم کنید ای دوستان ! من مایه ی ننگم«مرا چشمان دلسنگی به خاک تیره بنشانید»همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: جمعه 30 تير 1402 ساعت: 22:42

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش نالههای زار داشت گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت در نمیگیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت وقت آن شیرین

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: جمعه 30 تير 1402 ساعت: 22:42

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکستناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکستبا شب غرق غم و تیره و تارم چه کنم؟با دلی تنگ که از داغ تو دارم چه کنم؟بی قرارم چه کنم؟غصه رفتن تو داده بر باد مراباورم نیست چنین برده ای از یاد مراتا دلی هست بیا، رفتم از دست بیابغض تو راه نفس های مرا بست بیابه هوای دل بیچاره که تنگ است بیاآه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیستپیش چشمان خودت اشک بریزی کم نیستآه برگرد اگر آه مرا می شنویگوش کن ناله جانکاه مرا می شنویغصه رفتن تو داده بر باد مراباورم نیست چنین برده ای از یاد مراتا دلی هست بیا، رفتم از دست بیابغض تو راه نفس های مرا بست بیابه هوای دل بیچاره که تنگ است بیا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: شنبه 9 ارديبهشت 1402 ساعت: 12:47

يَا حَبِيبَ مَنْ لا حَبِيبَ لَهُ

يَا طَبِيبَ مَنْ لا طَبِيبَ لَهُ

يَا مُجِيبَ مَنْ لا مُجِيبَ لَهُ

يَا شَفِيقَ مَنْ لا شَفِيقَ

لَهُ يَا رَفِيقَ مَنْ لا رَفِيقَ لَهُ

يَا مُغِيثَ مَنْ لا مُغِيثَ لَهُ

يَا دَلِيلَ مَنْ لا دَلِيلَ لَهُ

يَا أَنِيسَ مَنْ لا أَنِيسَ لَهُ

يَا رَاحِمَ مَنْ لا رَاحِمَ لَهُ

يَا صَاحِبَ مَنْ لا صَاحِبَ لَهُ

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1402 ساعت: 14:26

گر تیر جفای دشمنان میآید

دل تنگ مکن که دوست میفرماید:

بر یار ذلیل هر ملامت کآید

چون یار عزیز میپسندد شاید

*****

یا روی به کنج خلوت آور شب و روز

یا آتش عشق بر کن و خانه بسوز

مستوری و عاشقی به هم ناید راست

گر پرده نخواهی که درد، دیده بدوز

*****

گر دشمن من به دوستی بگزینی

مسکین چه کند با تو به جز مسکینی

صد جور بکن که همچنان مطبوعی

صد تلخ بگو که همچنان شیرینی

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1402 ساعت: 14:26

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمچامه و چکامه نیستندتا به رشته ی سخن درآورمنعره نیستندتا ز نای جان بر آورمدردهای من نگفتنیدردهای من نهفتنی استدردهای منگرچه مثل دردهای مردم زمانه نیستدرد مردم زمانه استمردمی که چین پوستینشانمردمی که رنگ روی آستینشانمردمی که نامهایشانجلد کهنه ی شناسنامه هایشاندرد می کندمن ولی تمام استخوان بودنملحظه های ساده ی سرودنمدرد می کندانحنای روح منشانه های خسته ی غرور منتکیه گاه بی پناهی دلم شکسته استکتف گریه های بی بهانه امبازوان حس شاعرانه امزخم خورده استدردهای پوستی کجا؟درد دوستی کجا؟این سماجت عجیبپافشاری شگفت دردهاستدردهای آشنادردهای بومی غریبدردهای خانگیدردهای کهنه ی لجوجاولین قلمحرف حرف درد رادر دلم نوشته استدست سرنوشتخون درد رابا گلم سرشته استپس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟دردرنگ و بوی غنچه ی دل استپس چگونه منرنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟دفتر مرادست درد می زند ورقشعر تازه ی مرادرد گفته استدرد هم شنفته استپس در این میانه مناز چه حرف می زنم؟درد، حرف نیستدرد، نام دیگر من استمن چگونه خویش را صدا کنم؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1402 ساعت: 14:26

تا که خلوت میکنم با خود، صدایم می کنندبعد، از دنیای خود کم کم جدایم می کنند!گوشه گیری انتخابی شخصی و خودخواسته ستپس چه اصراری به ترک انزوایم می کنند؟مثل آتش های تفریحم که بعد از سوختناغلبِ مردم به حال خود رهایم می کنند«ای بمیری! لعنتی! کُشتی مرا با شعرهات»مردم این شهر اینگونه دعایم میکنند!احتمالاً نسبتی نزدیک دارم با «خدا»مردم اغلب وقت تنهایی صدایم میکنند!مثل خودکاری که روی پیشخوان بانک هاستبا غل و زنجیر پایم جابجایم میکنند! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1402 ساعت: 18:27

قاصدکهای پریشان را که با خود باد بردبا خودم گفتم مرا هم میتوان از یاد بردای که میپرسی چرا نامی ز ما باقی نماندسیل وقتی خانهای را برد، از بنیاد بردعشق میبازم که غیر از باختن در عشق نیستدر نبردی اینچنین هرکس به خاک افتاد بردشور شیرین تو را نازم که بعد از قرنهاهر که لاف عشق زد، نامی هم از فرهاد بردجای رنجش نیست از دنیا که این تاراجگرهر چه برد، از آنچه روزی خود به دستم داد برددر قمار دوستی جز رازداری شرط نیستهر که در میخانه از مستی نزد فریاد، برد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1402 ساعت: 21:01

اما تو بگو دوستی ما به چه قیمت؟
امروز به این قیمت، فردا به چه قیمت؟

ای خیره به دلتنگی محبوس در این تُنگ
این حسرت دریاست، تماشا به چه قیمت؟

یک عمر جدایی به هوای نفسی وصل
گیرم که جوان گشت زلیخا، به چه قیمت؟

از مضحکه ی دشمن تا سرزنش دوست
تاوان تو را می دهم اما به چه قیمت؟

مقصود اگر از دیدن دنیا فقط این بود
دیدیم، ولی دیدن دنیا به چه قیمت؟

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: سه شنبه 16 اسفند 1401 ساعت: 11:03

مادر کنار باغچه تنها نشسته استسرشار از سکوت و مدارا نشسته استاشکش کبوترانه به سوگ کبوتریبر نرده های خيس تماشا نشسته استمادر فرشته ای ست که من فکر می کنمبر روي خاک، معجزه آسا نشسته استمادر پرنده ای ست که با بال های خيسبر شاخه ی شکسته ی رويا نشسته استمی ترسم آنقدر که گمان می کنم زنیبر پرتگاه آخر دنيا نشسته استمادر بايست تا بنشيند غبار ياسمی خواهم او بايستد، اما، نشسته است ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: سه شنبه 16 اسفند 1401 ساعت: 11:03

هر که مست است مست روی علی استهر چه مستی است از سبوی علی استتاک را کاشت با دو دست خودشباده یک قطره از وضوی علی استای که پرسیدی (آمدم ز کجا)بر تنت گرد و خاک کوی علی استهر کسی اصل خویش را جویدبه یقین گرم جستجوی علی استاز علی آمده است هر چه که هستبازگشت همه به سوی علی استآنچه تنزیل بر محمد شدبا خدا شرح گفتگوی علی استمعنی (اینما تولوا...) چیستهر طرف رو کنید روی علی استاو خدا نیست نه! خدا او نیستکه خدا هم در آرزوی علی استهو علی هو علی علی هو هودو جهان غرق های و هوی علی است«جلیل صفربیگی» ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 4 اسفند 1401 ساعت: 1:51

صفحه بندی