نوشته ای برای یک دوست
-
تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 21:09
رفیق قدیمی من اینو اینجا برات مینویسم شاید یه روز بیای بخونی و دلیل یه چیزایی رو بدونی . . رمز وبلاگمو که میدونی چیه،میتونی بری بخونی اگه رمزم یادت نموند رمز این مطلب اسم و شماره شناسنامته
خیال خوش/حسین غیاثی/علیرضا قربانی
-
تاریخ: 1402/5/31 ساعت: 19:16
تو آه منی، اشتباه منی، چگونه هنوز از تو میگویمتو همسفر نیمه راه منی، چگونه هنوز از تو میگویمپناه منی، تکیه گاه منی، که زمزمه ات مانده در گوشمگناه منی، بی گناه منی، که بار غمت مانده بر دوشمبهانه من! بغض خانه من! گرفته دلم گریه میخواهمخیال خوش عاشقانه من! همیشه تویی آخرین راهمصدای تو ام، پا به پای تو ...
یا باب الحوائج
-
تاریخ: 1402/5/9 ساعت: 13:54
«يا من هو اسمه دوا» يا عباس«يا من هو اسمه شفا» يا عباسنگذار خدا نكرده كافر بشوم!عباس خداست يا خدا ... يا عباسهرچه میخواهند بگویند.ما از این خاندان معجزه ها دیدیم،باورشان داریم و رهایشان نمیکنیم.هرکسی لایق عشق اهل بیت (ع) نیست.درد ما روسری و نماز و روزه و لباس مشکی نیست که دنبال رها شدن از آنها باشیم...
یه مردی/افشین مقدم/ابی
-
تاریخ: 1402/4/30 ساعت: 22:42
یه مردی به سن من عاشق بشهبا موهای جو گندمی رو به روتچقدر فرق داره نگاهش به عشقتو رو میرسونه به هر آرزوتبا کهنه شراب مست تر میشه شدنگاه کن چقدر تجربست پُشت مننمیبینی خامی و پوچی ازمفقط گُل میگیری تو از مشت منخودم کمتر از تو نفس میکشمکه سهم هوامو ببخشم به توتو حرف زیادی داری با خدابگو تا خدامو ببخشم ب...
بسیار دلتنگم/حسین منزوی
-
تاریخ: 1402/4/30 ساعت: 22:42
شبی با بید میرقصم، شبی با باد میجنگمکه من چون غنچه های صبحدم بسیار دلتنگممرا چون آینه هرکس به کیش خویش پنداردو الّا من چو مِی با مست و با هشیار یکرنگمشبی در گوشه ی محراب قدری «ربّنا» خواندمهمان یک بار تارِ موی یار افتاد در چنگماگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیستکه من گریانده ام یک عمر دنیا را به آه...
-
تاریخ: 1402/4/30 ساعت: 22:42
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش نالههای زار داشت گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت در نمیگیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت ...
تا دلی هست بیا/سید تقی سیدی
-
تاریخ: 1402/2/9 ساعت: 12:47
مثل آن شیشه که در همهمه باد شکستناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکستبا شب غرق غم و تیره و تارم چه کنم؟با دلی تنگ که از داغ تو دارم چه کنم؟بی قرارم چه کنم؟غصه رفتن تو داده بر باد مراباورم نیست چنین برده ای از یاد مراتا دلی هست بیا، رفتم از دست بیابغض تو راه نفس های مرا بست بیابه هوای دل بیچاره که تنگ است...
آشوبم، آرامشم تویی
-
تاریخ: 1402/2/4 ساعت: 14:26
يَا حَبِيبَ مَنْ لا حَبِيبَ لَهُيَا طَبِيبَ مَنْ لا طَبِيبَ لَهُيَا مُجِيبَ مَنْ لا مُجِيبَ لَهُيَا شَفِيقَ مَنْ لا شَفِيقَلَهُ يَا رَفِيقَ مَنْ لا رَفِيقَ لَهُيَا مُغِيثَ مَنْ لا مُغِيثَ لَهُيَا دَلِيلَ مَنْ لا دَلِيلَ لَهُيَا أَنِيسَ مَنْ لا أَنِيسَ لَهُيَا رَاحِمَ مَنْ لا رَاحِمَ لَهُيَا صَاحِبَ ...
بزرگداشت سعدی
-
تاریخ: 1402/2/4 ساعت: 14:26
گر تیر جفای دشمنان میآیددل تنگ مکن که دوست میفرماید:بر یار ذلیل هر ملامت کآیدچون یار عزیز میپسندد شاید*****یا روی به کنج خلوت آور شب و روزیا آتش عشق بر کن و خانه بسوزمستوری و عاشقی به هم ناید راستگر پرده نخواهی که درد، دیده بدوز*****گر دشمن من به دوستی بگزینیمسکین چه کند با تو به جز مسکینیصد جور بکن...
درد/قیصر امینپور
-
تاریخ: 1402/2/4 ساعت: 14:26
دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمچامه و چکامه نیستندتا به رشته ی سخن درآورمنعره نیستندتا ز نای جان بر آورمدردهای من نگفتنیدردهای من نهفتنی استدردهای منگرچه مثل دردهای مردم زمانه نیستدرد مردم زمانه استمردمی که چین پوستینشانمردمی که رنگ روی آستینشانمردمی که نامهایشانجلد کهنه ی شناسنامه هایشاندرد می ...
تنهایی/اصغر عظیمی مهر
-
تاریخ: 1402/1/14 ساعت: 18:27
تا که خلوت میکنم با خود، صدایم می کنندبعد، از دنیای خود کم کم جدایم می کنند!گوشه گیری انتخابی شخصی و خودخواسته ستپس چه اصراری به ترک انزوایم می کنند؟مثل آتش های تفریحم که بعد از سوختناغلبِ مردم به حال خود رهایم می کنند«ای بمیری! لعنتی! کُشتی مرا با شعرهات»مردم این شهر اینگونه دعایم میکنند!احتمالاً ن...
یاد/فاضل نظری
-
تاریخ: 1402/1/1 ساعت: 21:01
قاصدکهای پریشان را که با خود باد بردبا خودم گفتم مرا هم میتوان از یاد بردای که میپرسی چرا نامی ز ما باقی نماندسیل وقتی خانهای را برد، از بنیاد بردعشق میبازم که غیر از باختن در عشق نیستدر نبردی اینچنین هرکس به خاک افتاد بردشور شیرین تو را نازم که بعد از قرنهاهر که لاف عشق زد، نامی هم از فرهاد بردجای ...
به چه قیمت؟/فاضل نظری
-
تاریخ: 1401/12/16 ساعت: 11:03
اما تو بگو دوستی ما به چه قیمت؟امروز به این قیمت، فردا به چه قیمت؟ای خیره به دلتنگی محبوس در این تُنگاین حسرت دریاست، تماشا به چه قیمت؟یک عمر جدایی به هوای نفسی وصلگیرم که جوان گشت زلیخا، به چه قیمت؟از مضحکه ی دشمن تا سرزنش دوستتاوان تو را می دهم اما به چه قیمت؟مقصود اگر از دیدن دنیا فقط این بوددیدی...
مادر/عبدالجبار کاکایی
-
تاریخ: 1401/12/16 ساعت: 11:03
مادر کنار باغچه تنها نشسته استسرشار از سکوت و مدارا نشسته استاشکش کبوترانه به سوگ کبوتریبر نرده های خيس تماشا نشسته استمادر فرشته ای ست که من فکر می کنمبر روي خاک، معجزه آسا نشسته استمادر پرنده ای ست که با بال های خيسبر شاخه ی شکسته ی رويا نشسته استمی ترسم آنقدر که گمان می کنم زنیبر پرتگاه آخر دنيا ...
علی/جلیل صفربیگی
-
تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 1:51
هر که مست است مست روی علی استهر چه مستی است از سبوی علی استتاک را کاشت با دو دست خودشباده یک قطره از وضوی علی استای که پرسیدی (آمدم ز کجا)بر تنت گرد و خاک کوی علی استهر کسی اصل خویش را جویدبه یقین گرم جستجوی علی استاز علی آمده است هر چه که هستبازگشت همه به سوی علی استآنچه تنزیل بر محمد شدبا خدا شرح ...
شعله بیدار/فریدون مشیری
-
تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 1:51
می خواهم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشق تو بسم بودعشق تو بسم بود که این شعله بیدارروشنگر شب های بلند قفسم بودآن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشتغم بود که پیوسته نفس در نفسم بوددست من و آغوش تو، هیهات که یک عمرتنها نفسی با تو نشستن هوسم بودبالله که به جز یاد تو گر هیچ کسم هستحاشا که به جز ...
برف نو/شاملو
-
تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 1:51
برف نو! برف نو! سلام! سلام!بنشین، خوش نشستهای بر بامپاکی آوردی ای امید سپیدهمه آلودگیست این ایامراه شومیست میزند مطربتلخواریاست میچکد در جاماشکواریست میکشد لبخندننگواریست میتراشد نامشنبه چون جمعه، پار چون پیرارنقش هم رنگ میزند رساممرغ شادی به دامگاه آمدبه زمانی که برگسیخته دامره به هموار جای دشت افت...
چرا؟
-
تاریخ: 1401/11/14 ساعت: 23:40
من نمیدانستم معنی «هرگز» را تو چرا بازنگشتی دیگر؟
کاش/غالب دهلوی
-
تاریخ: 1401/11/14 ساعت: 23:40
اندر آن روز که پرسش رَود از هرچه گذشت کاش با ما سخن از حسرت ما نیز کنند «غالب دهلوی»
فراموشی/یغما گلرویی
-
تاریخ: 1401/11/14 ساعت: 23:40
جهان را میشود از یاد برد دقیقهایو میتوان فراموش کردشمارهی شناسنامهحسابِ بانکیو نمرهی تلفن خانهی خود رااما کارِ دشوارِ به خاطر نیاوردن توتنها از دستِ مرگ ساخته است«یغما گلرویی» Adblock test (Why?)