شعر شهریار
-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 18:28
منم که شعر و تغزل پناهگاه من استچنانکه قول و غزل نیز در پناه من استصفای گلشن دلها به ابر و باران نیستکه این وظیفه محول به اشک و آه من استصلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیرچه روزها که سپید از شب سیاه من استبه عالمی که در او دشمنی به جان بخرندعجب مدار اگر عاشقی گناه من استاگر نمانده کس از دوستان من بر جا...
میرود ...
-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 18:28
یک لحظه زندگی تو از دست میرودوقتی کسی که هستی ِ تو هست میرودشاید که اندکی بنشـیند کنار تواما کسی که بار سفر بست، میروداز کـمترين تکان تنَش رنج میکـشیوقتی که پیش ازین به تو گفتهست میرودآن کس که دل بریده، تو پا هم ببرّی اشچون طفلی از کنار تو با دست میرود"رفتن" همیشه راهِ رسیدن نبوده استگاهی مسیر جاده ...
هنوز
-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 18:28
زیر و رو میشم هنوز از کمترین آشفتیگتمخیلی دوست دارم بدونم من کجای زندگیتمباز واسم تو درد دل کن ، من همه دنیامو میدمواسه تکرار یه جمله که یه شب از تو شنیدم Adblock test (Why?)
هرچه خدا میخواهد
-
تاریخ: 1401/7/15 ساعت: 11:19
روی این قفل نوشتند دعا می خواهدمن سپردم به خودش، هر چه خدا می خواهدرفتنت اول جولان نفس تنگی هاستبنشین! شهر دلش باز هوا می خواهدکشتی نوح دلت قدر دلم جا دارد؟در امان بودن من مهر تو را می خواهدیوسف از من نگذر ! شهر مرا ترک نکن!مگر اینجا چه قدر کور و گدا می خواهد؟کار من نیست فقط دست تو را می بوسدمن سپرد...
دلِ امیدواران
-
تاریخ: 1401/7/15 ساعت: 11:19
گفتم: «این باغ ار گل سرخ بهاران بایدش؟»گفت: «صبری تا کران روزگاران بایدش،تازیانه ی رعد و نیزه ی آذرخشان نیز هست،گر نسیم و بوسه های نرم باران بایدش»گفتم: «آن قربانیان پارآن گلهای سرخ؟»گفت: «آری»ناگهانش گریه آرامش ربودوز پی خاموشی طوفانی اشگفت: «اگر در سوک شانابر می خواهد گریستهفت دریای جهانیک قطره با...
نخواست ...
-
تاریخ: 1401/7/15 ساعت: 11:19
خبر به دورترین نقطهی جهان برسد نخواست او به منِ خسته بیگمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟ چه میکنی اگر او را که خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد ... رها کنی، برود، از دلت جدا باشد به آنکه دوستترش داشته، به آن برسد رها کنی بروند و دو تا پرنده...
بهانه
-
تاریخ: 1401/3/16 ساعت: 11:55
از باغ می برند چراغانیت کنند تا کاج جشن های زمستانیت کنند پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار می برند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب جشن می روی شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست از نقط...
آدم است و اشتباه ...
-
تاریخ: 1401/3/16 ساعت: 11:55
با من ِ برنو به دوش ِ یاغی ِ مشروطه خواه عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه! بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد با من تنها تر از ستارخان بی سپاه! موی من مانند یال اسب مغرورم سپید روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه! هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق کنده ی پیر بلوطی سوخت، نه یک مشت کاه! کارو...
کو رفیق رازدار؟
-
تاریخ: 1401/3/16 ساعت: 11:55
گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی کو رفیق راز داری؟ کو دل پرطاقتی؟ شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد غنچهای در باغ پرپر شد ولی کو غیرتی؟ گریه میکردم که زاهد در قنوتم خیره ماند دور باد از خرمن ایمان عاشق آفتی روزهایم را یکایک دی...
عشق
-
تاریخ: 1401/2/7 ساعت: 5:21
عشق همین خنده های سادهی توست وقتی با تمام غصه هایت میخندی تا از تمام غصه هایم رها شوم "کیکاووس یاکیده" + نوشته شده در یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت توسط | Adblock test (Why?)
سرنوشت
-
تاریخ: 1401/2/7 ساعت: 5:21
يَا حَبِيبَ مَنْ لا حَبِيبَ لَهُيَا طَبِيبَ مَنْ لا طَبِيبَ لَهُيَا مُجِيبَ مَنْ لا مُجِيبَ لَهُيَا شَفِيقَ مَنْ لا شَفِيقَ لَهُيَا رَفِيقَ مَنْ لا رَفِيقَ لَهُيَا مُغِيثَ مَنْ لا مُغِيثَ لَهُيَا دَلِيلَ مَنْ لا دَلِيلَ لَهُيَا أَنِيسَ مَنْ لا أَنِيسَ لَهُيَا رَاحِمَ مَنْ لا رَاحِمَ لَهُيَا صَاحِبَ ...
تلاش نکن
-
تاریخ: 1399/10/8 ساعت: 6:31
یا حق***از من جدا مشو که تو ام نورِ دیده ایآرام جان و مونس قلب رمیده ای***اینجا یه زمانی برام خیلی عزیز بودبخاطر شعرایی که توش مینوشتمبخاطر دوستایی که پیدا کرده بودمبخاطر لحظات خوب و بدی که
خاطرات
-
تاریخ: 1399/10/8 ساعت: 6:31
یا حق***از من جدا مشو که تو ام نورِ دیده ایآرام جان و مونس قلب رمیده ای***اینجا یه زمانی برام خیلی عزیز بودبخاطر شعرایی که توش مینوشتمبخاطر دوستایی که پیدا کرده بودمبخاطر لحظات خوب و بدی که
امید هست
-
تاریخ: 1399/10/8 ساعت: 6:31
طفیل هستی عشقند آدمی و پریارادتی بنما تا سعادتی ببریبکوش خواجه و از عشق بینصیب مباشکه بنده را نخرد کس به عیب بیهنریمی صبوح و شکرخواب صبحدم تا چندبه عذر نیم شبی کوش و گریه سحریتو خود چه لعبتی ای شهسو
فال
-
تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 20:06
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می و میخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او بالای صنوبر پست آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست وز بهر چه گویم نیست با وی نظ
او منتظر است ...
-
تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 20:06
او منتظر است تا که ما برگردیمماییم که در غیبت کبری ماندیم
قرار بود ...
-
تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 20:06
قرار بوداسمم برای بچه های تو مادر باشد اسمت برای بچه های من ...نشد بچه های ما، ما را نمیشناسندروزی دخترت از تو اسمم را میپرسد روزی که با ترانه ای قدیمی به نقطه دوری خیره میمانی و من از چشمهایت میچکم ... " رویا شاه حسین زاده "
غم تو مال خودم
-
تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 20:06
تو نیستی که ببینی چه میکنم با درداز آن شبی که نوشتم غم تو مال خودم "امید صباغ نو"
فقط چند لحظه
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 3:40
فقط چند لحظه کنارم بشینیه رویای کوتاه، تنها همینته ِ آرزوهای من این شدهته ِ آرزوهای ما رو ببین!فقط چند لحظه کنارم بشینفقط چند لحظه به من گوش کنهر احساسی رو غیر من تو جهانواسه چند لحظه فراموش کنبرای هم
گل سرخ عزیز من
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 3:40
پس از من یاد یک انسان همیشه با تو خواهد بودغم یک روح سرگردان همیشه با تو خواهد بوداتاق پاک قلبت مال من شاید نبود اماپس از من یاد یک مهمان همیشه با تو خواهد بودگل سرخ عزیز من به هر گلخانه ای باشی بدان