شب آرزوها
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 3:40
به حقیقت u200fبرو و بگو آمدم.اگر گفتند اینجا چرا آمدی؟بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟ این ره است و دیگر دوم ره نیست.این دَرست و دیگر دوم در نیست.اگر گفتند: به اذن کی آمدی؟ بگو شنیدم بر ضیافتخانهِ فیض،
ما را عجب...
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 3:40
خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم ما را عجب ار پشت و پناهی بود آن روز کامروز کسی را نه پناهیم و نه پشتیم
چه فرقی داره..
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 3:40
یه جوری بعد تو تنها شدم که به هر آینده ای بی اعتمادمبدون تو فقط دیروزمو نه تمام عمرمو از دست دادم کنارم هر کسی غیر از تو باشه فقط همصحبت دیوونگیمهتو تا وقتی تو قلب من نمیری چه فرقی داره کی تو زندگیمه!
علی
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 3:40
به علی شناختم منبه خدا قسم خدا را خدایا مواظب باباهامون باش
رفتی
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 3:40
بجز تو قلب خودم رابه هیچکس نسپردمتو هم غمی به جهانماضافه کردی و رفتی ...
وقتی ...
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 4:46
وقتی که تو را دوست می دارمبارانی سبز می بارمبارانی آبیبارانی سرخبارانی از همه رنگ...از مژگانم گندم می رویدانگورانجیرریحان و لیمو...وقتی که تو را دوست می دارمماه از من طلوع می کندوتابستانی زاده می شودگنجشکان مهاجر باز می آیندوچشمه ها سرشار می شوند...وقتی به قهوه خانه می رومدوستانمگمان می کنند که بوست...
چه کرده ای تو با دلم؟
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 4:46
تکه یخی که عاشق ابر عذاب میشودسر قرار عاشقی همیشه آب میشودبه چشم فرش زیر پا، سقف که مبتلا شودروز وصالشان کسی خانه خراب میشودکنار قلههای غم نخوان برای سنگهاکوه که بغض میکند سنگ مذاب میشودباغ پر از گلی که شب به آسمان نظر کندصبح به دیگ میرود، غنچه گلاب میشودچه کردهای تو با دلم که از تو پیش دیگرانگلایه ...
تو خوشبختی
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 4:46
میخواستم بهت بگم چقد پریشونمدیدم خودخواهیه دیدم نمیتونمتحمل میکنم بی تو به هر سختیبه شرطی که بدونم شاد و خوشبختیبه شرطی بشنوم دنیات آرومهکه دوسش داری از چشمات معلومهیکی اونجاس شبیه من یه دیوونهکه بیشتر از خودم قدرتو میدونهچیکار کردی که با قلبم بخاطر تو بیرحمم تو میخندی، چه شیرینه گذشتن، تازه میفهممت...
دوست داشتن
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 4:46
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻋﻀﻮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺖ،ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ "ﻗﻠﺐ" ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ،ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ، "ﺩﻧﺪﺍﻥ" ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ!ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺟﻠﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮﻕ ﻣﯽﺯﻧﺪ ...ﺣﺎﻻ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ "ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ِ" ﺁﺩﻡ
دعای بی اثر
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
همان که رفت و نیامد از او خبر حتیتمام زندگی ام بود و بیشتر حتیبه استخاره گرفتن مگیر خرده به منکه دلخوشم به دعاهای بی اثر حتیچگونه رفت و هراسی نداشت از آهم؟فقط نه آه، که از این دو چشم تر حتینه این که زخم زدن کار دشمن است فقطکه چوب می خورم از دسته ی تبر حتیاگر چه بار دَهَم، دوستم نخواهد داشتبه قدرِ بر...
علی گو
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
سنین عمر به هفتاد میرسد ما راخدای من که به فریاد میرسد ما را گرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودنددگر چه فایده از یاد میرسد ما را حدیث قصه سهراب و نوشداروی اوفسانه نیست کز اجداد میرسد ما را اگر که دجله پر
زادروز فریدون مشیری
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
بسی گفتند: دل از عشق برگیرکه نیرنگ است و افسون است و جادوستولی ما دل به او بستیم و دیدیمکه او زهر است اما نوشداروست ... "فریدون, مشیری,"
میپرستم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
بازوانت را به مستی حلقه کن برگردنمتا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنمچهره ی زیبای خود را از رخ من وا مگیرجز به اغوش چمن یا دامن من جا مگیرراز عشق خویش را اهسته خوان در گوش منجستجو کن عشق را در گرمی اغوش
تا خدا هست...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
مدتی هست که ما از خُم وحدت مستیمشیشهٔ کثرت این طایفه را بشکستیماینکه گویند فنا هست غلط میگویندتا خدا هست درین معرکه ما هم هستیم "ابوسعید ابولخیر"
افسوس
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
شد بهار، از توبهکردن بایدم اکنون گذشتمیرسد گل، چون توان از باده گلگون گذشت؟ من که شمع محفل قربم سراپا سوختمحال بیرونماندگان بزم، یا رب چون گذشت؟ خواستم بر یاد بالای تو چشمی تر کنمتا نظر کردم ز سر ی
خواب را دریابم...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
خواب دیدمبرام نامه فرستاده بودیشبیه شعرات بوددلم تنگ شدمیدونی؟هنوز عزیزهنوز عزیزترینی ...خواب را دریابم,که تو در خواب مرا خواهی خواند...
آه ای زندگی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
u200dآه ای زندگی, منم که هنوزبا همه پوچی از تو لبریزمنه به فکرم که رشته پاره کنمنه بر آنم که از تو بگریزمهمه ذرات جسم خاکی مناز تو، ای شعر گرم، در سوزندآسمانهای صاف را مانندکه لبالب ز بادهی روزندبا هزاران
آتش عشق تو
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
گاه میاندیشمخبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید؟آن زمان که خبر مرگ مرااز کسی میشنویروی زیبای تو را کاشکی میدیدمشانه بالازدنت را -بی قید -و تکان دادن دستت که - مهم نیست زیاد -و تکان دادن سر را که «عجیب! عاقبت مُرد؟ افسوس!»کاشکی میدیدمبا خود میگویمچه کسی باور کردجنگل جان مراآتش عشق "تو" خاکستر کرد! "حمید م...
یا غیاثَ مَن لا غیاثَ لهُ
-
تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 0:16
خدا جونحرف زیاده،گله و شکایت زیاده،غم و ناراحتی و گرفتاری زیادهخودت میدونی که،وضعیت مردمو خودت میبینیخودت کمکمون کن،خودت نجاتمون بدهتنها امیدمون توییمنتظریم
دیر
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 15:15
اینجا همیشه دیر می رسند یکی به قطار یکی به اتوبوس یکی به یکی ... "رویا شاه حسین زاده"